مرتضى راوندى
333
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
ولى دربار سلطنت ، در دولتهاى نوع سربدار ، از زرقوبرق و جلال و شكوه خويش محروم گشته و ناگزير بود كسوت فروتنى اخوان المسلمين را به تن راست كند و با آن در يك صف قرار گيرد . در قرن هشتم هجرى ، نهضتهاى مردم ايران و كشورهاى هممرز آن به لباس دين و بويژه مذهب شيعه و مسلك تصوف ملبس بود ؛ اين پديده كاملا با رنگ مذهبى نهضتهاى مردم اروپاى غربى در قرون وسطى متشابه است . همچنانكه در اروپاى غربى جنبشهاى اجتماعى قرون وسطى ( كه متوجه فئوداليسم و روبناى عقيدتى آن ، مذهب كاتوليك بود ) به شكل مخالفت با مذهب رسمى درآمده با شعار رجعت به دوران آغاز مسيحيت وارد عرصهء مبارزه مىشدند ، در ايران نيز نهضتهاى متشابه با شعار مبارزه عليه مذهب رسمى ( و همچنين عليه ياساى چنگيز خان ) و له رجعت به قوانين صدر اسلام ، كه در نظر عامهء مردم كمال مقصود بود ، جريان داشت . ولى دين در نهضتهاى اجتماعى تابع بود نه متبوع . در هر صورت ، لفافهء مذهبى عقيدتى نهضتهاى مردم ايران و كشورهاى هممرز آن به هيچوجه ماهيت جنبشها را تغيير نمىداد . . . در آخرين سالهاى حكومت ايلخان ابو سعيد ، نارضايى و غليان افكار قشرهاى پايين مردم روستا و شهر در خراسان به حد اعلا رسيده بود و هم در آن زمان ، واعظى پديد آمد كه كوشيد تا نهضت ناراضيان را سازمان دهد و از لحاظ فكرى رهبرى كند . واعظ مزبور يكى از شيوخ صوفيه و از مردم مازندران بود به نام شيخ خليفه ؛ وى در جوانى به تحصيل علم پرداخت و قرآن را از بر كرد و علم منطق و علم الفراسه آموخت . . . خليفه از تعليمات نامىترين شيوخ صوفيه نيز راضى نبود و با ايشان اختلاف نظر داشت . . . . خليفه به معنى واقعى كلمه صوفى نبود ، شايد فقط از جملات و اصطلاحات اهل تصوف و شكل ظاهر سازمان اخوان الصفا به منظور تبليغ و تدارك مقدمات خروج عليه ستمگران استفاده مىكرد . در دورانى كه شيخ خليفه در جستجوى مراد و كمال مطلوب خود ، از شهرى به شهر ديگر مىرفت ، در سمنان با علاء الدولهء سمنانى ملاقات و دوستى نمود . روزى علاء الدوله از او پرسيد كه وى پيرو كداميك از چهار مذهب « حقهء » تسنن است ، خليفه پاسخ داد « آنچه مىجويم از آن مذاهب اعلاست » علاء الدوله برآشفت و با قلمدان خود بر سر او كوفت و بين آن دو جدايى افتاد . شيخ خليفه سرانجام ، سبزوار را براى نشر عقايد خود برگزيد ، شهر سبزوار و ناحيهء بيهق ، واقع در مغرب نيشابور كه براى اين تبليغات برگزيده شده بود ، بهترين و مناسبترين محل بود . . . سبزوار يكى از كانونهاى مذهب تشيع در ايران و در عين حال يكى از مراكز سنتهاى وطنپرستى كشور بود . . . به گفتهء مورخين ، شيخ خليفه پس از ورود به سبزوار ، در مسجد جامع منزل گزيد و به صداى بلند قرآن مىخواند و وعظ مىكرد . عدهء كثيرى شاگرد و مريد در گرد او جمع شدند ، چيزى نگذشت كه اكثر روستاييان آن حول و حوش مريد شيخ خليفه گشتند . جماعتى از فقهاى سنى ، كه تبليغات دامنهدار شيخ را به زيان خود مىديدند ، عليه او به توطئه و تحريك مشغول شدند و او را متهم كردند كه به تبليغات « دنياوى » ( كه همان تبليغ به مساوات عمومى و مقاومت در برابر ستمگران است ) مشغول شده و از ايلخان طرد او را خواستار شدند ، ولى او به اين كار اقدام نكرد . ناچار دشمنان ، وى را يك شب پنهانى دستگير و به يكى